تبليغاتX
گلبهار

گلبهار

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم


"حمید مصدق خرداد 1343"

*
تو به من خندیدی و نمی‌دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من كرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتی و هنوز،

سال‌هاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم

و من اندیشه‌كنان غرق در این پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت


 "جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق"


*من به تو خندیدم


چون كه می‌دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...

و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تكرار كنان

می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق در این پندارم

كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت


http://www.organic-city.com/apple.jpg/apple-full.jpg



+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت11:6توسط گلبهار | |



اگر روزی کسی از من بپرسد ، که دیگر قصدت از این زندگی چیست ؟


بدو گویم که چون می ترسم از مرگ


مرا راهی به غیر از زندگی نیست


من آن دم چشم بر دنیا گشودم


که بار زندگی بر دوش من بود


چو بی دلخواه خویشم آفریدند ، مرا کی چاره ای جز زیستن بود ؟


من اینجا میهمانی ناشناسم ، که با نا آشنایانم سخن نیست


به هر کس روی کردم آوخ ! مرا از او خبر ، او را ز من نیست


حدیثم را کسی نشنید ، نشنید


درونم را کسی نشناخت ، نشناخت


براین چنگی که نام زندگی داشت ،


سرودم را کسی ننواخت ، ننواخت


همه گفتند عیب از دیده ی توست


چهان را بد چه بینی که زیباست 


ندانم راست است این گفته یا نه


ولی دانم که عیب از هستی ماست


چه سود از تابش این ماه و خورشید


که چشمان مرا تابندگی نیست


جهان را گر نشاط زندگی هست ، مرا دیگر نشاط زندگی نیست .


http://amolife.com/image/images/stories/Miscellaneous/Inspiration/the_best_day%20(20).jpg


+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت8:1توسط گلبهار | |