|
مشت می كوبم بر در پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم آی با شما هستم این درها را باز كنید من به دنبال فضایی می گردم لب بامی سر كوهی دل صحرایی كه در آنجا نفسی تازه كنم آه ... می خواهم فریاد بلندی بكشم كه صدایم به شما هم برسد من به فریاد همانند كسی كه نیازی به تنفس دارد مشت می كوبد بر در پنجه می ساید بر پنجره ها محتاجم من هوارم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد كند از شماها- خفته ای چند -
السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا ابوالفضل ایام شهادت باز آمد... باز محرم آمد و اشك هايش براي حسين
آنانکه عباس را خدای خود می دانند کفرش به کنار عجب خدایی دارند اونا یوسف و دیدن همه دستارو بریدن اگه عباس و میدیدن سراشونم می بریدن
|
درباره گلبهار![]()
Homeنگین برگ بی برگی ( نازنین جون ) قالب وبلاگ : پرشین بلاگ حاج نوید صلواتی پل عاشقی یه پوتین یه پلاک واژگون خیال برهنه (ک.باران) هر چی دلت بخواد پونه تنها ××^^18ساله ها بیان تو ^^×× روزهای بی تو بودن (سایه زندگی) دوست داشتن دست های تو محمدرضا MRTTTTT آتلیه عکس ضیافت دوچرخه سوار یه خلوت همیشگی (سعید) مطالب جدید ( سید حسین ) نفرین به تو و عشق تو (یاسر) قالب های نایت اسکین کاربران آنلاین: بازديدها : |