|
سلام دوستان.این شعر زیبا از مرحوم آقاسی رو تقدیم تمام شما عزیزان می کنم. می دونی می خوام کجا برم التماس دعا
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم چو گلدان خالى لب پنجره اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر دشنه دشمنان، گردنیم گواهى بخواهید، اینک گواه دلى سر بلند و سرى سر به زیر قیصر
امینپور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه
خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را
در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی
فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد. آثار قیصر امینپور «دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در کوچهی آفتاب» (1363)،
«آینههای ناگهان» (1372) و «گلها همه آفتابگردانند» (1380) از
مجموعههای شعر این شاعر برای بزرگسالان هستند. «گزینهی اشعار» او هم در
سال 1378 منتشر شد. همچنین «توفان در پرانتز» (نثر ادبی) و «منظومهی ظهر روز دهم» (برای
نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (برای نوجوانان) (1368)، «بیبال
پریدن» (نثر ادبی برای نوجوانان) و «گفتوگوهای بیگفتوگو» (1370)،
«بهقول پرستو» (برای نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوری در شعر معاصر»
(1383) از دیگر آثار امینپور هستند. مرگ وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماریهای مختلف رنج میبرد و
حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سر گذاشته بود و در
نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سهشنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت.
دستور زبان عشق دست عشق از دامن دل دور باد!
سالها بود دور از او بودم دور از آن یار ماهرو بودم گرچه از او نداشتم خبری در دلم بود از غمش شرری آرزو داشتم كه بار دگر بینم آن دلبر زجان بهتر روزی از روزهای فروردین كه جهان بود بهشت برین به تماشای گلشن و صحرا می گذشتم ز گوشه ای تنها ناگهان دیدمش به تنهایی میرود در كمال زیبایی همچو دوران پیشین ، زیبا بود پای تا سر قشنگ و رعنا بود از تماشای روی زیبایش وز قد سركش دل آرایش یكسر از دست اختیارم رفت صبر و آرامش قرارم رفت ناگهان در پیش زدم فریاد كای مرا برده سالها از یاد به كجا می روی كه بی تو دگر از من خسته دل نمانده اثر مرو ای آشنای دیرینم مایه خاطرات شیرینم خواستم تا بگیرمش دامن آمد آن نازنین به جانب من با رخی باز ، آن مه تابان دست من را فشرد و خنده كنان گفت : جمشیدی عزیز توئی ؟! یار ایام عشق خیز توئی ؟! از چه رنجور و ناتوان شده ای ؟ از چه یك مشت استخوان شده ای ؟ از چه دیگر ترا نشاطی نیست ؟ شور و حالی و انبساطی نیست ؟ چه شد آن شوق و شادمانیها ؟ چه شد آن وجد و نغمه خوانیها ؟ خواستم شرح حال خود گویم شرح رنج و ملال خود گویم گویم از شوق آشنائیها گویم از محنت جدائیها گویم اورا هنوز دارم دوست چشم جانم هنوز جانب اوست ناگه از دور طفل زیبایی گفت : مادر چرا نمی آیی ؟ تا كه آوای طفل خویش شنید جانب او به اشتیاق دوید شد زمن دور و با دو دیده تر گفت : دیگر ز عشق من بگذر بركلام خود این سخن افزود چه كنم سرنوشت من این بود روحش شاد
|
درباره گلبهار![]()
Homeرپر قرن 21 نگین قالب وبلاگ : پرشین بلاگ محمد جواد عبدی ـ رادیو جوان پل عاشقی تفکر آزاد یه پوتین یه پلاک تنهام پونه تنها ××^^18ساله ها بیان تو ^^×× برگ بی برگی ( نازنین جون ) دوست داشتن دست های تو محمدرضا MRTTTTT آتلیه عکس ضیافت دوچرخه سوار حاج نوید صلواتی مطالب جدید ( سید حسین ) نفرین به تو و عشق تو (یاسر) هر چی دلت بخواد یه خلوت همیشگی (سعید) واژگون خیال برهنه (ک.باران) روزهای بی تو بودن (سایه زندگی) قالب های نایت اسکین کاربران آنلاین: بازديدها : |