تبليغاتX
گلبهار

گلبهار

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم


شيشه اي مي شکند...

يک نفر مي پرسد...

چرا شيشه شکست؟

مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست.

يک نفر زمزمه کرد...

باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد.

شيشه ي پنجره را زود شکست.

کاش امشب
که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست،

 عابري خنده کنان مي آمد...

تکه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل
تنگم مي شد...

اما امشب ديدم...

هيچ کس هيچ نگفت

غصه ام را نشنيد...

از خودم مي پرسم آيا

ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟

 دل من سخت شکست اما،

هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟؟؟!!!

http://www.artfagcity.com/wordpress_core/wp-content/uploads/2007/11/koons-hanging-heart.jpg

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت22:8توسط گلبهار | |

 

وقت رفتن نمی خوام ببینمت

می دونم ببینمت كم میارم

اگه یك لحظه فقط نگام كنی

دلمو پشت سرم جا میذارم

اگه خونسرده نگام به دل نگیر

دل تو یه روز ازم خسته میشه

اگه اسممو فقط صدا كنی

راه رفتن واسه من بسته میشه

وقت رفتن نباید گریه كنی

اینجوری دلم برات تنگ نمی شه

میدونم هرجای دنیا كه باشم

تو دلم عشق تو كم رنگ نمی شه

اگه خونسرده نگام به دل نگیر

دل تو یه روز ازم خسته می شه

اگه اسممو فقط صدا كنی

راه رفتن واسه من بسته می شه

 

 

اين هم لينك دانلود اين آهنگ زيبا كه توسط حميد عسكري اجرا گرديده

 

+نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت17:11توسط گلبهار | |